خرید بک لینک
داشتم کاج هامو از کوچیک به بزرگ مرتب میکردم اما گوشم بحرفای مامان گرم بود.- دِ آخه دختر این پسره هم تحصیلات داره هم کارش آبرومندانَس ، با اصالته ، مردِ زندگیه ، ظاهرشم که خوبه ، تو دیگه چی میخوای از یه آدم که بشه همسرت؟!یکی از کاج هارو از تو قفسه برداشتم و دقیق تر لَمسِش کردم ، بدون اینکه برگردم گفت

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:02

توی زندگی، آدما با خیلیا حرف میزنن، اما با همشون درد و دل نمیکن.درد و دل کردن، مثل جار زدن نقطه ضعفه. عین این میمونه که خودت رو در برابر یکی دیگه خلع سلاح کنی. حالا دیگه آدم بیدفاع با یه تلنگر زمین میخوره.واقعیت اینه که همهی حرفا رو نباید گفت، همهی اشکا رو نباید ریخت، اما کسی که تا پای درد و

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:02

در این دریا، چه می جویند ماهیهای سرگردانمرا آزاد میخواهی؟ به تنگ خویش برگردانمرا از خود رها کردی و بال پر زدن دادیاگر این است آزادی مرا بی بال و پر گرداندعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟خداوندا دعای دوستان را بی اثر گردانمن از دنیا به جادوی تو دل خوش کرده ام ای عشقطلسمی را که بر من بسته بو

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:02

شیر شد هر کس کنارت، خط بکش بر باورش
سکه را این بار برگردان به روی دیگرش

دور خود چرخید، در راه تو هر کس پا گذاشت
دایره فرقی ندارد این سرش با آن سرش

گاه در هر حالتی یکرنگ بودن خوب نیست
مثل تقویمی که با تو زرد شد سر تا سرش

حال تو چون حرکت تقویم سال شمسی است
اولش با روی خوش می آیی اما آخرش

قهر در اوج یکی بودن هم آری ممکن است
مثل روحی که نگنجد در وجود پیکرش

مومنم کردی به عشق و جا زدی تکلیف چیست؟
بر مسلمانی که کافر می شود پیغمبرش

#جواد_منفرد

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:02

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج

ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج

یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج

#فاضل_نظری

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:02

حالم بد است مثل عقابی که پیر شدیا کفتری که زخمیِ پروازِ تیر شدابری قرار بود از اینجا گذر کندپیمان شکست باد و نصیبم کویر شدتا آهِ آخرین نفس، آهو امید داشتوقتی به چنگِ تیز پلنگی اسیر شدرودم، که در تقابل با رسم آبشاردر عینِ سربلندی خود، سربه زیر شدبازیچهی قمار و غرور و شراب و شعرعاشق که شد به حکم دلش

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:02

رک بگویم ،پیش چشمت اهل مِن مِن نیستم
ظاهرت را دوست دارم ، فکر باطن نیستم

هرچه می آیم به سمتت دورتر می ایستی
پاره کن تسبیح بسم الله را ، جن نیستم

روسری را پیش من بالا و پایین کم ببر
آنقَدَر ها هم که می گویند مومن نیستم

سختم ، اما ساده می افتم به لطف بوسه ات
اتفاقم ، گرچه از دید تو ممکن نیستم

باد وقتی می وزد از لای موی درهمت
ابر سرگردانم و در خویش ساکن نیستم

رک بگویم ، دوستت دارم ، بدون پیش و پس
پیش خط چشمهایت اهل مِن مِن نیستم

#میثم_داوودی

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:02

دلگیرم و دلتنگم و دل سرد و دل آشوب
فرمانده ی شرمنده ی یک لشگر مغلوب..

فرعون به گل مانده ی افسانه ی نیلم
هر بار شود گوشه ی چشمان تو مرطوب

تا اینکه بفهمیم که از ماست که بر ماست
هیزم شکن دهر تبر ساخته از چوب

از دست دلم شاکیم ای عشق تو داور
من تن به مدارا بدهم یا که به سرکوب

دل زنده به عشق تو ام اما به چه صورت
مانند مسیحی که به نا حق شده مصلوب

#امیر_سهرابی

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:02

آن شاعران که از تو به توصیف تن خوشند
کورند آنقدر که به یک پیرهن خوشند

زیبایی ات وسیع تر از حد وصف ماست
بدبخت مردمی که به اشعار من خوشند!

دلخوش به خندههای منِ خیره سر نباش
دیوانه ها به لطف خدا، غالباً خوشند!

مو وا کن و ببین که در این شهر ، عده ای
با آن کمند گرم به هم ریختن خوشند

گاهی مرا نگاه کنی رد شوی بس است
آنها که بی کسند به یک در زدن خوشند

#حسین_زحمتکش
از کتاب #از_عشق_برگشته

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 9:02

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 0:36

دیگر این ابر بهاری جان باریدن ندارداین گل خشکیده دیگر ارزش چیدن ندارداین همه دیوانگی را با که گویم با که گویمآبروی رفته ام را در کجا باید بجویمپیش چشمم چون به نرمی میخرامی می خرامیدر درونم مینشیند شوکران تلخ کامینام تو چون قصه هر شب مینشیند بر لب منغصه ات پایان ندارد در هزار و یک شب منروی بالینم به

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 0:36

اوج رحمت خداوند به بنده اش در این آیه پیداست سوره بقره آیه 186:وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ در این آیه هفت بار خداوند می گوید خودم…بی واسطه مهربانی را به اوج می رساند،

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 0:36

مدتی بود که وقتی صبحا از خواب بیدار میشدم، تا شب موقعی که میخواستم بخوابم، مدام تعدادی از عیبامو پیدا میکردم.این شده بود کارِ هر روزم.بعضی از روزا چنتا از عیبامو میدیدمبعضی از اونا رو میدونستم ولی تا به اون روز به این دید نگاهش نکرده بودم؛و بعضی دیگه رو اصلا نمی دونستم!همین شد که بعد از مدتی کلا از

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 0:36

یادت که نرفته یه نفر اینجا منتظره!میشه با همدلی این زندگی رو ساختفقط کمی دیوونگی میخواد!ریسک داره اما ارزشش رو دارهمن که دیگه انتخابمو کردمخودتم میدونی بهتره به فکر تغییر نظرم نباشیاینقدر ازم نخواه دست بکشمحالا که باعث آخرین امیدم شدی، بزار ببینیم عشق چطور مسئله هامون رو حل میکنهحالا که اومدی، به حر

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1396 ساعت: 0:36

احمق انواع مختلفی دارد!یک نوع احمق داریم که دائما در گذشته اش زندگی میکند!یک نوع هم هست ، که احمقیتشان به حدیست که با وجود ضربه خوردن دوباره اعتماد میکنند و از یک سوراخ چندین بار گزیده میشوند و درس عبرت هم نمیگیرند!یک نوع هم داریم که هر چقدر هم بدی ببینند نمیتوانند دوست نداشته باشند!به آنها میگویند

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 20:16

رفتن ما اتفاق ناگوار کوچکی ستبازمی گردیم روزی، روزگار کوچکی ستمی گذاری گاه دور از تو جهان را حس کنملطف یا قهر است این؟! دورم حصار کوچکی ستبا مرور دوستی هایم به من اثبات شدهر که جز تو دوستم شد، دوستدار کوچکی ستدر تو من دنبال چیزی ماورای شهرتمشاعرت بودن برایم افتخار کوچکی ستمن برای عشق می میرم، برای ش

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 20:16

رفتم که از دیوانه بازی دست بردارمتا اَخم کردم مطمئن شد دوستش دارم واکرد درهای قفس را گفت: مختاری!ترجیح دادم دست روی دست بگذارم بیزارم از وقتی که آزادم کند، ای وای!روزی که خوشحالش نخواهد کرد آزارم این پا و آن پا کرد گفتم دوستم دارداما نگو سر در نمی آورده از کارم! از یال و کوپالم خجالت می کشم امابازیچ

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 20:16

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 20:16

خب نوبتی هم باشه، نوبت حصار آسمانه که چالش برگزار کنه. این شما و این چالش حصار آسمان : کلیک کن

چیه خب؟ از چالش در و پنجره و دیوار داشتین، اینم داشته باشین. اینقدر تنبلی نکنین!

ببینم کی اول زنگو به صدا درمیاره :))

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 20:16

«تلخی از دست دادن، خیلی بیشتر از به دست نیاوردنه. فقط کافیه یه بار تجربهاش کنی، دیگه هیچوقت از یادت نمیره.»«یعنی فراموش نمیکنی؟»«محصل که بودم همیشه با یهلا پیراهن میرفتم مدرسه و برمیگشتم. بهار و پاییز و زمستون هم برام خیلی مهم نبود. صُبای زمستون صدای مادر رو پشت سرم میشنیدم که داد میزد: «ذل

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 20:16

انتظارات غیرِ واقع نداشته باش بانو جان!من از کجای دنیایم بیرونت کنم؟روزگاری تو در عمق قلب غم گرفته من تپیدن آغاز کردیتپیدی و شدی سررشته کلماتمکلماتی که بعدها هزاران جمله از آنها ساخته شدجملاتی که دنیایی را ساختند به نام من!اکنون سلول به سلول،مویرگ به مویرگ،تپش به تپشنام تو را یاد تو راعشق تو رادر عم

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 13:02

هر که را دور کنی ، دورو برت می آید!از محبت چه بلاها به سرت می آید بنشینی دم در ، کوچه قرق خواهد شدبروی جمعیتی پشت سرت می آید تا که در دسترسی ازتو همه بی خبرند..تا کمی دور شوی هی خبرت می آید! دل به مجنون شدن خویش در آیینه نبندصبر کن ، عاشق دیوانه ترت می آید!! من آشفته به پای تو می افتم اماموی آشف

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 14:01

این یک داستان واقعی است... قوز بالای قوز که می گویند همین است. دردم کم بود که این بلا هم نصیبم شد و خانه نشینم کرد.حادثه یک ماه پیش اتفاق افتاد. مدتها بود که بیکار شده بودم و با چند سر عائله زندگی سختی داشتم. یکروز محمد به دیدنم آمد و کلی گله کرد که چرا جریان بیکاریام را به او نگفتهام. گفتم: م

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 14:01

من یه پسر خجالتی و کم حرف بودم. از اونا که همیشه سرشون توو کار خودشونه و سر به زیرن. از اونایی که هیچوقت سر صحبتو با یه نامحرم باز نمیکنن. بگذریم که حالا چطور این پسر خجالتی و کم حرف، تونست بهت بگه دوستت داره و چطور خودشو راضی کرد سخت ترین جمله دنیا رو به زبونش بیاره. ولی از گفتنش پشیمون نیستم.با خو

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 14:01

شاید باید یکبار هم که شده این حس را تجربه کنی؛اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی !قطعا اول باور نمی کنی؛ به دنبال دلایلی میگردی که اثبات کنی برایش مهم هستی!وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجور پس زمینه لحظه هایت میشود و بعد از آن تقلایی بیهوده!تقلاهای بیهوده هم که به ج

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 8:23

چشم وا کردم از تو بنویسملای در باز و باد می آمداز مسیری که رفته بودی داشتموجی از انجماد می آمد زندگی از دروغ تا سوگندخسته از زیر و روی و رودرروزیر صورت، هزارها صورتخسته از چهره های تودرتو بی گناه از شکنجه ها زخمیپشتِ هم اتهام ها خوردنهق هق از درد و اَلکَن از گفتنانتهای کلام را خوردن غرقه در موج ه

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 8:23

دستهایم را دور خودم حلقه زدم، حس میکردم بعد از مدتها خودم را میبینم. سرد بودم، خیلی سرد. انگار سالها کسی از من بیرون رفته باشد.مادربزرگ همیشه میگفت: «ناشکر نباش، ممکن بود اتفاق بدتری بیفتد».راست میگفت. از این بدتر هم میتوانست اتفاق بیفتد. مثلا اینکه هیچوقت نمیآمدی. مثلا اینکه هرگز نمیدیدمت

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 8:23

با آرزوی موفقیت برای تمام پشت کنکوریهایی که این روزا حسابی سرگرم درس و تلاش هستن، میخواستم مسئله ای رو مطرح کنم که مربوط به آینده همه شما میشه. ابتدا قسمتی از متن کتاب عظمت خود را دریابید، نوشته دکتر وین دایر، روانشناس، فیلسوف و دانشمند آمریکایی رو عینا براتون درج میکنم: « آینده نگری را به یک دام م

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 8:23

بعد از آن دیوانگی ها ای دریغباورم ناید که عاشق گشته امگوئیا «او» مرده در من کاینچنینخسته و خاموش و باطل گشته ام هر دم از آئینه می پرسم ملولچیستم دیگر، بچشمت چیستم؟لیک در آئینه می بینم که، وایسایه ای هم زانچه بودم نیستم همچو آن رقاصه هندو به نازپای می کوبم ولی بر گور خویشوه که با صد حسرت این ویرانه ر

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 8:23

رسیدهام به خدایی که اقتباسی نیست
شریعتی که در آن حکمها قیاسی نیست

خدا کسیست که باید به دیدنش برویم
خدا کسی که از آن سخت میهراسی نیست

فقط به فکرِ خودت باش، ای دلِ عاشق
که خودشناسیِ تو جز خداشناسی نیست

به عیبپوشی و بخشایشِ خدا سوگند
خطانکردنِ ما غیرِ ناسپاسی نیست

دل از سیاستِ اهلِ ریا بکن، خود باش
هوای مملکتِ عاشقان سیاسی نیست

#فاضل_نظری

برچسب: نویسنده: فاطمه شمس تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 8:23

صفحه بندی